X
تبلیغات
1000 عکس
درباره وبلاگ

منوی اصلی
موضوعات مطالب
دانلود PDF
عکس طبیعت
پژو 206
اخبار 2013
افسانه هولوکاست
اخبار پزشکی
عکس زیبا
زبان انگلیسی
مقاله آموزشی
آواتار چت
ضبط پژو 206
آپلود عکس
آپلود عکس رایگان
آگهی اینترنتی
آگهی رایگان
اخبار جالب
بازیگر های دختر
بازیگران ایرانی
بازیگران خارجی
تبلیغ رایگان
تبلیغات اینترنتی
خبر علمی
دانلود عکس
دانلود عکس HD
دانلود عکس رایگان
دانلود والپیپر HD
سرگرمی
عکس جالب
عکس خنده دار
عکس عاشقانه
عکس فانتزی
عکس وحشتناک
عکس های 2010
عکس های ایرانی
عکس های جالب
عکس های جدید
عکس های خارجی
عکس های فانتزی
مطالب جالب
عکس ماشین 2010
دانلود والپیپر
والپیپر دریا
والپیپر اقیانوس
والپیپر ایسلند
والپیپر هاوائی
عکسهای تاریخی
دختر ایرونی
دختران ایرونی
دختر ایرانی
دانلود کلیپ
اپلود فایل
Yahoo Emoticon
Hidden Emoticon
150 موتور جستجوگر
Iran SEO
عکس حیوانات
چت روم فارسی
چت روم تهران
چت فارسی
تبادل لینک اتوماتیک
تبادل لینک
کلیپ دختران
کد اپلود عکس
کد جاوا اسکریپت
کد اپلود سنتر
عکس عاشقانه
عکس 2011
عکس رزمی
سایت تبیان
اخبار 2011
عکس ماشین 2011
والپیپر 1920x1080
والپیپر Full HD
هزار عکس
1000ax
اخبار سیاسی 2011
گوگل 2011
دانلود بازی
بازی 2011
بازی فلش
فلش 2011
Upload Center
Corbis Hosting
Free Upload
Upload 2011
Photo 2011
هک 2011
امنیت 2011
هک و امنیت
گفت و شنود
خبر سیاسی
مطالب خواندنی
اخبار مهم
موسوی در زندان
داستان جالب
دختر خارجی
دختر 2011
خواص سیر
دانستنی ها
سامانه پیامک
کاریکاتور
فیس بوک
facebook
ضرب المثل
SEO
دایرکتوری
موتور جستجو
دانلود یاهو مسنجر
یاهو مسنجر 11
نرم افزار 2011
دانلود نرم افزار
دختر شیرازی
اسرار سلامتی
خواص میوه
دانلود والپیپر دختر با کیفیت hd
دختر 2011
عکاس مشهور
عکس مشهور
حوادث
عکس عروس
امنیت هاست
عکس ماشین 2012
عکس 2012
طراحی سایت
وب سایت
دختر 2012
دانلود آهنگ
دانلود MP3
زیبا ترین مرد
عکس مرد زیبا
سایت چک ای دی
کسب درآمد از اینترنت
کد فلش صلوات
کد صلوات
کد فلش
آدرس وب سایت
افزایش رنک الکسا
افزایش رنک گوگل
فایل PDF
مانیتور پژو 206
خبر 2012
فروم ویبولتین
هک ویبولتین
پلاگین ویبولتین
ضبط 206
مطالب پزشکی
آموزش زبان
عکاسی
دانلود مستند
جستجو
پشتیبانی




دانلود عکس
آرشيو مطالب
پيوندهای روزانه
لينک دوستان
امكانات




تبلیغات
برچسب‌ها
مطالب قبلی
تبادل بنر
IP شما

 


آنلاین
وبگردی


عکاس جسور در میدان گاوبازی

نوشته شده توسط جیگر در پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389 و ساعت |

عکس ایرانی
زن ایرانی
عکس
زن

عکس بازیگران زن ایرانی سينماي ايران، نام اين بازيگران زن ايراني معروف بترتيب از عکس اول عبارتند از مهناز افشار و دومين تصوير هم متعلق است به بازيگري جديد بنام شبنم قلي خاني، سومين عکس مربوط به شيلا خداداد است و در آخرين تصوير هم ميتوانيد هديه تهراني بازيگر زيباي ايراني را مشاهده کنيد، البته در ايران بازيگران زن بسياري داريم که عکسهاي برخي از اين بازيگرهاي زيبا را در پستهاي قبل تر از عکس بازیگران زن ایرانی گذاشته ام که ميتوانيد به مراجعه به آرشيو بازيگر مورد علاقه خود را بيابيد، چندين عکس هم از بازيگران زن غير ايراني ميگذاريم که علاقه مندان به هنرپيشه هاي زن خارجي دست خالي از اين وبلاگ نروند.

 

نوشته شده توسط جیگر در دوشنبه بیست و یکم تیر 1389 و ساعت |

عکس

 

نوشته شده توسط جیگر در دوشنبه بیست و یکم تیر 1389 و ساعت |

عکس فرو رفتن ماشین در زمین

نوشته شده توسط جیگر در جمعه هجدهم تیر 1389 و ساعت |

بخش اول :
آیا شگفت آور نیست که سلسلۀ ساسانی با عشق بر سر کار آید، ادامه اش از عشق باشد و پایانش با عشق. شاهنامه که تاریخ داستانی ایران است چنین گواهی می دهد.
چشمۀ اوّل:
به روایت کتاب فردوسی ، اردوان، آخرین شاه اشکانی کنیزکی دارد به نام گلنار که آرام جان اوست. این دختر چنان زیباست که اردوان هر صبح که از خواب بر می خیزد، باید چشم به روی او بگشاید تا روز بر او فرّخ شود. دیدار او را به شگون می گیرد. در همین زمان، اردشیر، پسر بابک ساسانی، جوانکی است که به صورت تبعیدگونه یا گروگان در دربار اردوان به سر می برد. گلنار به این جوان دل می بندد، و سروسرّی عاشقانه میان این دو پدید می آید. اردوان اخترشناسان را فرا می خواند تا آیندۀ او را پیشگوئی کنند. آنان می گویند که بنده ای از درگاه او فرار خواهد کرد و پادشاهی را از دست او خواهد گرفت. کنیزک که محرم راز پادشاه است، این پیشگوئی را به گوش اردشیر می رساند. اردشیر می اندیشد که: این بنده چرا او نباشد؟ و آمادۀ فرار می گردد.

آنگاه به کنیزک پیشنهاد می کند که با او همراه شود، و او می پذیرد. کنیزک که گنجور پادشاه است و کلید خزانه را در دست دارد، درِ خزانه را می گشاید و زرها و گوهرها را برمی دارد، و شبانه، به همراه جوان بر دو اسب به سوی فارس روانه می شوند. روز بعد، اردوان چون از خواب بیدار می شود، بر خلاف رسم هر روزه، دختر را در برابر خود نمی بیند. سبب را می پرسد. جستجو می کنند و می بینند که او و ارد شیر راه فارس در پیش گرفته اند. اردوان بی درنگ به دنبال آنها می تازد، ولی بیهوده است. اردشیر از دسترس آنها خارج شده است. به قول سعدی: عشق بچربید بر فنون فضائل! اردشیر به فارس می رسد و کنیزک که تجسّم زیبائی و نیکبختی است به همراه اوست. در نبردی که میان اردشیر و اردوان درمی گیرد، پادشاه اشکانی شکست می خورد و بدینگونه سلسلۀ ساسانی سربرمی آورد. در همین زمان، اردشیر، پسر بابک ساسانی، جوانکی است که به صورت تبعیدگونه یا گروگان در دربار اردوان به سر می برد. گلنار به این جوان دل می بندد، و سروسرّی عاشقانه میان این دو پدید می آید.

چشمۀ دوّم:
و آن مربوط به شاپور دوم ساسانی، معروف به «ذوالاکتاف» است. موضوع باز می گردد به جنگ میان ایران و روم که از آغاز دورۀ پارتی تا پایان عصر ساسانی نزدیک نهصد سال به تناوب ادامه داشته است. شاپور خامی به خرج می دهد و می خواهد شخص خود در کسوت یک بازرگان به روم برود و نیروی جنگی رومیان را برآورد کند. در روم نیز برحسب اتّفاق یک فراری ایرانی در دربار قیصر است که شاه را باز می شناسد و آن را به گوش قیصر می رساند. بدیهی است که شاپور را دستگیر می کنند. قیصر دستور می دهد که او را در لای یک چرم خر بگذارند و بدوزند و آنگاه در یک سیاهچال بیندازند.


سپس رومیان با دستگیری شاپور، چون کشور را بی سرپرست می بینند به ایران لشکر می کشند و قتل و غارت بسیار به بار می آورند. از حسن اتّفاق، این بار نیز نگهبان شاپور کنیزک زیباروئی است که اصل ایرانی دارد. این دختر دلبستۀ شاپور می شود و درصدد بر می آید که راهی برای رهائی او بیابد. چارۀ کار چنین اندیشیده می شود که هر روزه مقداری شیر داغ، به عنوان غذا، برای شاپور درخواست کنند و آن را به زیر چرم خر بریزند، تا بتدریج نرم شود و تن را رها کند. چنین می کنند و پس از پانزده روز، چرم جدا می گردد و شاپور از میان آن بیرون می آید.

روزی که یک جشن ملّی در روم برپاست و همۀ مردم برای تفرّج از شهر بیرون رفته اند، شاپور و کنیزک بر دو اسب می نشینند و به سوی ایران راه فرار در پیش می گیرند.

شاپور به ایران می رسد، لشکر گرد می آورد و به روم می تازد. این بار قیصر اسیر می شود و به زندان می افتد، تا در آنجا زندگیش به سر رسد. رومیان در تازشی که به ایران کرده بودند و کشتار و خرابی بسیار به بار آورده بودند، مجبور می شوند که غرامت سنگینی به ایران بپردازند.

نوشته شده توسط جیگر در پنجشنبه هفدهم تیر 1389 و ساعت |

عکس عجیب ترین مدل موی جهان
نوشته شده توسط جیگر در چهارشنبه شانزدهم تیر 1389 و ساعت |

قدیم ترین یادگاری که از زندگی نیاکان باستانی ما باقی است «نُسک های اَوسْتا» است که شامل سروده های دینی ، احکام مذهبی و محتوی تواریخی است که شاهنامه ی فردوسی نمودار آن است و مطالب تاریخی آن کتاب از «کیومرث» تا زمان «گشتاسب شاه» می پیوندد، و پادشاهی اَپَرداتَه (پیشدادیان)،کَویان (کیان) و زمانه ی هفت خدایی را با هجوم بیگانگان، مانند: اژیدهاک (ضحاک) و فراسیاک تور (افراسیاب) ترک تا پیدا آمدن زردتشت سپیتمان شرح می دهد.
در این روایات همه جا می رساند که رشته ی ارتباط سیاسی، اجتماعی و ادبی ایران هیچ وقت نگسسته و زبان این کشور نیز به قدیم ترین زبان های تاریخی یا قبل از تاریخ می پیوندد و «گاثه ی زردشت» نمونه ی کهن ترین آن زبان هاست.

اما آنچه از تواریخ ایران، روم، نوشته های سمگ و تواریخ دیگر مردم همسایه بر می آید، دوران تاریخی ایران از مردم «ماد» که یونانیان آن را مدی و به زبان دری «مای» و «ماه» گویند برنمی‌گذرد، و پیداست که زبان مردم ماد یا ماه زبانی بوده است که با زبان دوره ی  بعد از خود که زبان پادشاهان هخامنشی باشد تفاوتی نداشته، زیرا هرگاه زبان مردم ماد که بخش بزرگ ایرانیان و مهم ترین شهرنشینان آریایی آن زمان بوده اند با زبان فارسی هخامنشی تفاوتی می‌داشت. هر آینه «کورش»، «داریوش» و غیره در کتیبه های خود که به سه زبان فارسی، آشوری و ایلامی است، زبان مادی را هم می افزودند تا بخشی بزرگ از مردم کشور خود را از فهم آن نبشته ها ناکام نگذارند، از این رو مسلم است که زبان مادی خود، زبان فارسی باستانی یا نزدیک بدان و لهجه ای از آن زبان بوده است و از نام پادشاهان ماد مانند «فراَ اوَرْت»،  «خشِثَرْیت»، «فْروَرَتْیش»، «هُووَخشَثْرَهْ»، «آستیاک – اژی دهاک»، «اَرتی سس- اَرته یس- اَرته کاس آ» به لفظ «اَرْتَ» آغاز می شود و «اِسْپادا» که سپاد و سپاه باشد نیز یکی این دو زبان معلوم می گردد.

«هرودوت» در جایی که از دایه ی کورش اول یاد می کند می گوید، نام وی «سْپاکُو» بوده، سپس آورده است که «سپاکو» به زبان مادی، سگ ماده را گویند و معلوم است که نام سگ «سپاک» بوده است و (واو) آخر این کلمه حرف تأنیث است که هنوز هم این حرف در واژه ی  بانو و در پسرو، دادو، دخترو و کاکو به عنوان تصغیر یا از روی عطوفت و رأفت باقی است، یکی از رجال آن زمان نیز (سپاکا) نام داشته است که واژه ی نرینه ی سپاکو باشد.


بعضی از دانشمندان را عقیده چنان است که گاثه ی زردشت به زبان مادی است و نیز برخی برآنند که زبان کردی که یکی از شاخه های زبان ایرانی است از باقیمانده های زبان ماد است بالجمله چون تا امروز هنوز کتیبه ی سنگی یا سفالی از مردم ماد به دست نیامده است نمی توان زیاده بر این درباره ی آن زبان چیزی گفت مگر از این پس چیزی کشف گردد و آگاهی بیشتری از این زبان بر معلومات بشر چهره گشاید.

نوشته شده توسط جیگر در چهارشنبه شانزدهم تیر 1389 و ساعت |

یک داستان عشقی غم انگیز

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :

سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم.

دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش.

یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام ….

پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند…
نوشته شده توسط جیگر در چهارشنبه شانزدهم تیر 1389 و ساعت |

عکس فیلمبردار بیشعور

نوشته شده توسط جیگر در سه شنبه پانزدهم تیر 1389 و ساعت |

عکس توپ فوتبال شبیه کله انسان

نوشته شده توسط جیگر در سه شنبه پانزدهم تیر 1389 و ساعت |

عکس گریه دختر شایسته

نوشته شده توسط جیگر در سه شنبه پانزدهم تیر 1389 و ساعت |


والپیپر ها:

نوشته شده توسط جیگر در پنجشنبه دهم تیر 1389 و ساعت |

دختر ایرونی
دختران
 ایرونی
دخترهای ایرونی

زن ایرونی
نوشته شده توسط جیگر در پنجشنبه دهم تیر 1389 و ساعت |

  عکسهایوالپیپرعکس 

نوشته شده توسط جیگر در چهارشنبه نهم تیر 1389 و ساعت |

بزرگ ترین توپ فوتبال دنیا

نوشته شده توسط جیگر در دوشنبه هفتم تیر 1389 و ساعت |

عکس های تخت جمشید (پارسه)- هخامنشیان - ایران باستان - ۱

عکس های تخت جمشید (پارسه)- هخامنشیان - ایران باستان - ۱

عکس های تخت جمشید (پارسه)- هخامنشیان - ایران باستان - 2

عکس های تخت جمشید (پارسه)- هخامنشیان - ایران باستان - 2

عکس های تخت جمشید (پارسه)- هخامنشیان - ایران باستان - 3

عکس های تخت جمشید (پارسه)- هخامنشیان - ایران باستان - 3

عکس های تخت جمشید (پارسه)- هخامنشیان - ایران باستان - 4

عکس های تخت جمشید (پارسه)- هخامنشیان - ایران باستان - 4

عکس های تخت جمشید (پارسه)- هخامنشیان - ایران باستان - 5

عکس های تخت جمشید (پارسه)- هخامنشیان - ایران باستان - 5

عکس های تخت جمشید (پارسه)- هخامنشیان - ایران باستان - 6

عکس های تخت جمشید (پارسه)- هخامنشیان - ایران باستان - 6

عکس های تخت جمشید (پارسه)- هخامنشیان - ایران باستان - 7

عکس های تخت جمشید (پارسه)- هخامنشیان - ایران باستان - 7

عکس های تخت جمشید (پارسه)- هخامنشیان - ایران باستان - 8

عکس های تخت جمشید (پارسه)- هخامنشیان - ایران باستان - 8

عکس های تخت جمشید (پارسه)- هخامنشیان - ایران باستان - 9

عکس های تخت جمشید (پارسه)- هخامنشیان - ایران باستان - 9

عکس های تخت جمشید (پارسه)- هخامنشیان - ایران باستان - 10

عکس های تخت جمشید (پارسه)- هخامنشیان - ایران باستان - 10

نوشته شده توسط جیگر در شنبه پنجم تیر 1389 و ساعت |


بازیگران ایرانی زیبا


بازیگر زیبا


عکس بازیگر زیبای ایرانی

عکسهای بازیگران زیبای ایرانی

 

نوشته شده توسط جیگر در پنجشنبه سوم تیر 1389 و ساعت |

جستجوی مطالب
iran
photobucket.blogfa.com