عکس مسن‌ ترین انسان جهان

لی چینگ یون یک مرد چینی است که بعد از 256 سال زندگی 23 زن و 180 نوه دارد!

بولتن: لی چینگ یون از دنیا رفته اما بر اساس آخرین امار ها او مسن ترین انسان روی زمین بوده است!

خیلی ها راجع به نحوه ی زندگی کردن او و رژیم غذایی اش کنجکاو هستند.
راز و رمز یک زندگی طولانی چیست؟



مشاور لی چینگ یون راز داشتن یک زندگی طولانی را به او آموخته است : نداشتن استرس،آرام راه رفتن و خوب خوابیدن!

خود لی چینگ یون اعتراف کرده که در سال 1736 متولد شده و 197 سال زندگی کرده،شما در سال 1930 یک استاد دانشگاه به نام وو چونگ در پرونده ای اثبات کرده که که لی در سال 1677 متولد شده!

تصویری از جنایات جدید صهیونیست ها در غزه


تصویری از جنایات جدید صهیونیست های کودک کش در غزه

تنفر یهودی های اصیل از رژیم زن و بچه کش اسرائیل

تنفر شدید یهودیان از رژیم کودک کش و صهیونیستی اسرائیل




نوجوان 13 ساله ای که در حملات اخیر صهیونیست ها به نوار غزه، شهید شد.


منبع: الجزیره

وزير دفاع آمریکا: ملت ايران بايد از بين برود

واين برگر وزير دفاع وقت آمريكا با صراحت اعلام كرده بود: از نظر ما دشمن اصلی آمريكا، ملت ايران است كه بايد از بين برود.

1- «به عنوان یک مسلمان مصری از خودم خجالت كشيدم، كاش در اين احساس غرور لذت بخش با شما شريك بودم. ترديدی ندارم كه ملت مسلمان و انقلابي مصر به من اين اجازه را می دهند كه از قول آنها بگويم در اين ماجرا كنار ملت بزرگ ايران خواهيم بود. به زودی مي بينيد كه درس پشيمان كننده ای به آمريكا و اروپا مي دهيم».
مطلب فوق، بخشي از گفت وگوي يك مسافر مصري عازم ايران است كه دو هفته قبل با يكي از دوستان نگارنده در فرودگاه فرانكفورت آلمان در ميان گذاشته بود. دوست نگارنده نيز كه در پايان «فرصت مطالعاتي» خود با اين مسافر مصري همسفر بود، مي گفت (نقل به مضمون)؛
«وقتي مسافران پرواز هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران در صندلي هاي خود جاي گرفتند، خلبان اعلام كرد كه به علت تحريم آمريكا، شركت هاي نفتي طرف قرارداد فرودگاههاي اروپايي از تحويل سوخت به «ايران اير» خودداري مي كنند و توضيح داد كه براي سوختگيري بايد به فرودگاه «كيف» در اوكراين پرواز كرده و پس از تحويل سوخت، به تهران پرواز كنيم. در اين هنگام يك مرد جوان مصري، حدود 35 ساله، كه در صندلي پشت سر من نشسته بود از مسافر كناري خود پرسيد كه آيا انگليسي مي داند؟ و پس از آن كه جواب منفي شنيد، با او سر صحبت را باز كردم. جاي خود را با همسفر كناري من عوض كرد و بي مقدمه گفت؛ از اين كه آمريكا و اروپا دشمنان سرسخت شما هستند چه احساسي داريد؟ در پاسخ گفتم؛ شما آمريكا و اروپا را چگونه مي بينيد؟ گفت؛ منفورترين حكومت هاي روي زمين. قاتل مردم فلسطين، غارتگر ثروت و ذخاير ملت هاي مسلمان، برده دار، كثيف، خونخوار و مجموعه اي از همه زشتي ها و بدي ها كه تاكنون شناخته ام. و اگر چنين نبود و دهها سال در مصر و ساير كشورهاي اسلامي، طعم تلخ ظلم و ستم آنها را نچشيده بوديم كه امروزه يكپارچه عليه ديكتاتورهاي دست نشانده آنها قيام نمي كرديم» پرسيدم؛ امام خميني (ره) را مي شناسي؟ گفت؛ چه كسي است كه او را نشناسد؟ گفتم؛ ايشان مي فرمودند، اگر آمريكا و اسرائيل از شما راضي باشند بايد در هويت خود ترديد كنيد. گفت؛ اين سخن امام را شنيده ام. گفتم؛ بنابراين، پاسخ سوال خود را مي دانيد. مسلمان مصري گفت؛ دشمني آمريكا و اروپا با ايران، براي مردم ايران افتخار آميز است. ايران حق بزرگي بر گردن ما دارد. اگر ايستادگي و مقاومت ايران نبود، امروز از حماس و حزب الله خبري نبود و انقلاب هاي اسلامي و مردمي در مصر و تونس و ليبي و يمن پديد نمي آمد. مدت زيادي با هم گفت وگو داشتيم. مي گفت؛ آن روز جمعه كه آيت الله خامنه اي در نمازجمعه تهران خطاب به مردم مصر خطبه خواند من در قاهره بودم. بعدازظهر همان روز بخش هايي از پيام ايشان را روي تلفن همراه خود ديدم و اين پيام با سرعتي حيرت انگيز در تمامي سطح قاهره منتشر شد. پرسيد به نظر شما براي مقابله با اين اقدام ضدانساني آمريكا و اروپا چه كاري از ما ساخته است؟ گفتم؛ چه مي دانم؟ گفت؛ به دفاتر شركت هاي هواپيمايي آمريكايي و اروپايي حمله ور مي شويم و عرصه را بر اين شركت ها تنگ مي كنيم. بعد لبخندي زد و پرسيد؛ موافقي؟ پاسخ دادم؛ چرا نه؟!

2- يك ماه بعد از صدور قطعنامه 1929 شوراي امنيت سازمان ملل عليه جمهوري اسلامي ايران- خردادماه 1389/ژوئن2010- دولت آمريكا، لايحه اي با عنوان «قانون جامع تحريم ايران» را به كنگره برد و در 9 ژوئيه 2010 از تصويب گذراند. براساس اين مصوبه، شركت هاي آمريكايي از صدور فرآورده هاي نفتي پالايش شده- از جمله بنزين- به جمهوري اسلامي ايران منع شده بودند و در بخش ديگري از همان قانون، تأكيد شده بود كه شركت هاي غيرآمريكايي نيز در صورت صدور بنزين به ايران با تحريم تجاري آمريكا روبرو خواهند شد. رسانه هاي غربي از تحريم بنزين با عنوان «گلوله نقره اي» ياد مي كردند و اميدوار بودند اين گلوله نقره اي كه نام ديگر تحريم است بتواند جاي خالي «گلوله طلايي» را كه ترجمان حمله نظامي است، پركند و ايران اسلامي را به زانو درآورد. ايران با كمك متخصصان برجسته خود براي خنثي كردن اثر اين تحريم دست به كار شد و در اقدامي حماسي كه براي غربي ها نيز غير منتظره و حيرت آور بود به افزايش توليد بنزين روي آورد تا آنجا كه امروزه علاوه بر تأمين نياز داخلي به فاز صدور بنزين هم دست يافته و «گلوله نقره اي» آمريكا و متحدانش را به «گلوله جيوه اي» كه، اگرچه در خانواده فلزات جاي دارد ولي فلزي وارفته است تبديل كرده است!

3- قطعنامه 1929 شوراي امنيت سازمان ملل ظاهراً و در عنوان رسمي! عليه برنامه هسته اي جمهوري اسلامي ايران صادر شده بود ولي فقط چند روز بعد از صدور اين قطعنامه، مقامات آمريكايي و اروپايي اعتراف كردند كه قطعنامه 1929 را براي حمايت از فتنه گران داخلي ايران صادر كرده اند و هدف اصلي از صدور آن، اعلام حمايت آمريكا و اروپا از فتنه گراني بوده است كه علي رغم تلاش همه جانبه غرب، در پيشبرد اهداف خود شكست خورده و از صحنه بيرون رانده شده اند. روزنامه آمريكايي واشنگتن پست در شماره 14 ژوئن 2010 - 24 خرداد 1389- خود نوشت؛ قطعنامه 1929 شوراي امنيت سازمان ملل نيز نتوانست جنبش سبز ايران- بخوانيد فتنه آمريكايي اسرائيلي 88- را از بن بست خارج كند و تايمز لندن بر ضرورت «بايگاني قطعنامه 1929 در كنار قطعنامه هاي پيشين شوراي امنيت سازمان ملل» تأكيد ورزيد. «جو بايدن» سناتور آمريكايي حامي فتنه نيز، تاب مستوري نياورد و در مصاحبه با روزنامه آمريكايي «يو.اس.اي.تودي» از اين كه «جنبش سبز»! در بهره گيري از اين قطعنامه موفق نبوده است ابراز تاسف كرد و با تلويحي نزديك به تصريح، اپوزيسيون را «بي عرضه» و «ناكارآمد» توصيف كرد و سرانجام دولت آمريكا در واكنش به ناكارآمدي قطعنامه 1929 «قانون جامع تحريم ايران» را به تصويب رساند و «رابرت گيتس» در پاسخ به اين سؤال كه قانون ياد شده، به جاي دولت ايران، مردم ايران را نشانه رفته است - هفته نامه نيويوركر- گفت؛ «ترجيح مي دهم به اين پرسش در وقت ديگري پاسخ بدهم»!
تمامي اين شواهد كه فقط اندكي از بسيارهاست كمترين ترديدي باقي نمي گذارد كه قطعنامه 1929 و در پي آن «قانون جامع تحريم ايران» فقط به فقط با اهداف اعلام شده حمايت از فتنه آمريكايي- اسرائيلي 88 صادر شده است و خودداري شركت هاي آمريكايي و اروپايي از تحويل سوخت به هواپيماهاي ايراني، بخشي از كينه توزي آمريكا و متحدانش عليه مردم ايران است. پيش از اين نيز «واين برگر» وزير دفاع وقت آمريكا با صراحت اعلام كرده بود «از نظر ما دشمن اصلي آمريكا، ملت ايران است كه بايد از بين برود»!!

4- كنوانسيون بين المللي 1944 شيكاگو كه جمهوري اسلامي ايران نيز به آن پيوسته است، هرگونه تحريم خدمات مورد نياز شركت هاي هواپيمايي كشورهاي عضو- اعم از دولتي يا خصوصي- را غيرمجاز دانسته و اين شركت هاي مسافربري را از تحريم ها مستثني كرده است. در بخشي از كنوانسيون 1944 شيكاگو كه سازمان بين المللي «ايكائو» براساس آن شكل گرفته و تاسيس شده آمده است؛ «فرود هواپيماهاي مسافربري در هريك از كشورهاي عضو به منظوري غير از بهره برداري مسافر يا بار، نظير فرود براي سوختگيري و يا دلايل فني، آزاد است و هيچيك از كشورهاي عضو نمي توانند مانع فرود هواپيماهاي مسافربري براي رفع نقص فني و يا سوختگيري شوند».

گفتني است طي چند ماه گذشته و مخصوصا چند هفته اخير بسياري از مسافران ايراني شركت هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران كه از شهرهاي اروپايي عازم تهران بوده اند در تماس با كيهان از اقدام غيرانساني كشورهاي اروپايي در تحويل سوخت به هواپيماهاي ايراني شكايت كرده و خواستار برخورد قاطع جمهوري اسلامي ايران با اين شركت ها و كشورهاي اروپايي شده اند كه بايد گفت؛ جمهوري اسلامي ايران از يكسو دست به مقابله به مثل زده و از سوي ديگر رئيس سازمان هواپيمايي كشوري با ارسال نامه اي به مسئول شوراي بين المللي ايكائو، مغايرت اين اقدام كشورهاي اروپايي با كنوانسيون شيكاگو را گوشزد كرده و ايكائو نيز در پاسخ خود اعلام كرده است كه غيرقانوني بودن اين اقدام را به شركت هاي اروپايي ابلاغ كرده است!
5- اكنون بايد به گفت وگوي آن برادر مصري كه در صدر اين نوشته آمده است بازگرديم و اين توضيح را هم بر آن بيفزائيم كه طي چند ماه اخير، تقريبا تمامي هيئت هاي رسانه اي، دانشگاهي و دانشجويي و يا مردمي كه از كشورهاي اسلامي در حال انقلاب به ايران سفر كرده و به كيهان آمده اند، مبارزه همه جانبه با آمريكا و متحدانش را وظيفه و رسالت اصلي خود دانسته اند، تا آنجا كه يكي از اتباع يمن با حرارت مي گفت؛ «كاش از يمن هم لوله گازي به اسرائيل كشيده شده بود تا مانند برادران مصري آن را منفجر كنيم»! و...
و اما، اگرچه خط اصلي مبارزه مسلمانان انقلابي در خيزش هاي اخير، سرنگوني ديكتاتورهاي دست نشانده و محو سلطه آمريكا، اسرائيل و متحدان اروپايي آنهاست ولي در اين ميان، هجوم مردمي به دفاتر شركت هاي هواپيمايي آمريكا و كشورهاي اروپايي و يا به گفته آن برادر مصري، حضور در فرودگاه هاي كشورهاي عربي و ممانعت از سوختگيري هواپيماهاي اروپايي و آمريكايي مي تواند بخشي از اين مبارزات تلقي شود. چرا كه تحريم تحويل سوخت به هواپيماهاي جمهوري اسلامي ايران تنها به خاطر مقابله ايران اسلامي با آمريكا و اسرائيل صورت گرفته و مي گيرد، بنابراين حمله به دفاتر شركت هاي هواپيمايي آمريكا و اروپا به يقين درسي فراموش نشدني براي قدرت هاي استكباري خواهد بود. مخصوصا آنكه جمهوري اسلامي ايران در اقدامي از نوع مقابله به مثل از تحويل سوخت به هواپيماهاي اروپايي خودداري مي كند ولي برخي از كشورهاي عربي با تحويل سوخت عملا در خدمت آمريكا و اسرائيل قرار گرفته و آشكارا به ملت هاي مسلمان خيانت مي كنند. آيا اين خيانت نبايد با پاسخي پشيمان كننده از سوي ملت هاي مسلمان روبرو شود؟!

لینک منبع

بشر، تنها چند نفر آمريكايي متجاوز نيست


بشر، تنها چند نفر آمريكايي متجاوز نيست

بشر، تنها چند نفر آمریکایی متجاوز به حقوق ميليون ها انسان ساكن كره زمين نيست. بشر واقعی انسان های مظلوم مستضعف و عقب نگه داشته شده مثل آفريقایی ها هستند كه تلويزيون نشان می دهد کودک گرسنه سينه بی شير مادرش را به دهان گرفته و آرزوی چند قطره شير را با خود به گور مي برد.

استاد عبدالله امين

هر 60 ثانیه یک تجاوز در آمریکا صورت میگیرد

به نوشته پايگاه خبری آلترنت در آمريكا هر 60 ثانیه یک زن مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته و در هر ۱۵ ثانيه یک مورد ضرب و شتم در اين كشور رخ مي‌دهد.

Image Hosted by Free Picture Hosting at www.iranxm.com
هر 60 ثانیه یک تجاوز در آمریکا صورت میگیرد
به گزارش فارس، گزارش نقض حقوق بشر آمریکا هرساله توسط سازمان‌های مردم نهاد و كشورهای مختلف تهيه مي‌شود تا به بررسي وضع حقوق بشر در اين كشور پرداخته و مردم ساير كشورها را نسبت استفاده ابزاری از اين موضوع توسط دولتمردان آمريكا آگاه كنند.
گزارش كامل نقض حقوق بشر در آمريكا، انگليس، فرانسه و آلمان در سال ۲۰۱۰ كه توسط بخش سياست خارجي مركز پژوهش‌هاي مجلس تهيه شده از نظر خوانندگان مي‌گذرد.

* نمونه‌هايي از قربانيان شكنجه در آمريكا

- عمر خضر (كودك افغاني) در سن ۱۵ سالگي به اتهام اقدام تروريستي دستگير و ابتدا ۸ سال و نهايتاً به ۴۰ سال زندان محكوم مي‌شود. او پس از سال‌ها اعلام بي گناهي، اتهامات خود را مي‌پذيرد. طبق اظهارات مايكل مالوف كارمند سابق پنتاگون، اعتراف وي زير شكنجه به دست آمده است. همچنين وكلاي وي از جمله موارد شكنجه به «كندن مو، تهديد به تجاوز، زندگي در سلول انفرادي، محروميت از معالجات پزشكي، غل و زنجير و غلتاندن وي در تركيبي از ادرار خود و روغن كاج» اشاره كرده‌اند.
به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس، دادستان ارشد دادگاه نظامي گوانتانامو گفته است كه بر اساس توافق با وي به جرم خود، او امكان تقاضاي تجديد نظر ندارد.
وكلاي وي و گروه‌هاي حقوق‌بشر اعلام كردند كه وي در زمان وقوع جرم يك كودك سرباز بوده كه اكنون بايد به خانه‌اش بازگردد، اما دادستانان گفتند چون او به عنوان يكي از اعضاي القاعده فعاليت مي‌كرده و سرباز رسمي نبوده يك جنايتكار جنگي است، اما مايكل مالوف معتقد است كه آمريكا قانون بين‌المللي مربوط به اسرار جنگي را امضا كرده و اين قانون شامل كساني كه سرباز نيستند هم مي‌شود.

* گوانتانامو؛ جهنم روي زمين

- بنيام محمد (اهل اتيوپي) كه ساكن بريتانيا مي‌باشد و سال‌ها در پايگاه‌ها نظامي آمريكا در خليج گوانتانامو اسير بوده است، مدعي شكنجه توسط بازجويان آمريكايي مي‌باشد. او پس از تبرئه از اتهاماتش به بريتانيا برگردانده شد.

- مد سالبان (اهل سومالي) كه ۸ سال در گوانتانامو اسير بود پس از آزادي گفت اين زندان جهنم روي زمين است. بسياري از زندانيان در آنجا بينايي يا ساير اعضاي بدنشان را از دست دادند و برخي دچار بحران‌هاي شديد روحي شده و بعضي دست به خود كشي زدند.

* جان باختن در زندان پس از ۹ بار شوك الكتريكي

- بارون پيكس (آمريكايي) كه به خاطر مصرف كودكائين بازداشت شده بود در ژانويه ۲۰۰۸ پس از ۹ مرتبه وارد آمدن شوك الكتريكي به وي توسط يك افسر پليس، جان باخت.

- روني. ا. وايت (آمريكايي) جوان ۱۹ ساله كه در يك سلول انفرادي در يك مركز تاديبي در پرنس جورج مريلند نگهداري مي‌شد در ۲۹ ژوئن ۲۰۰۸ بر اثر خفگي فوت كرد.

* تجاوز و خشونت جنسي و سيستماتيك

- آمار بالاي تجاوز به عنف و عدم پيگرد و مجازات متجاوزان

خشونت جنسي، تهديدي جدي براي زنان آمريكايي است. گزارش‌ها حاكي از آن است كه ايالات متحده بالاترين ميزان تجاوز به عنف را در بين كشورهايي كه چنين آمارهايي را منتشر مي‌كنند، داراست. ميزان تجاوز به عنف در آمريكا ۱۳ برابر بيشتر از انگلستان و ۲۰ برابر بالاتر از ژاپن است.
به گزارش پايگاه خبري Now.org در ايالات متحده زنان جوان كم در آمد در سنين بين ۲۰ تا ۲۴ سال بيشتر در معرض خشونت‌هاي خانگي و آزار‌هاي جنسي قرار دارند و در هر دو دقيقه يك نفر قرباني تجاوز مي‌شود. هر سال ۴.۸ ميليون نفر زن در آمريكا مورد ضرب و شتم قرار مي‌گيرند. زنان جوان اقليت‌هاي مذهبي در معرض خطرهاي ناشي از سوء استفاده‌هاي جنسي يا ضرب و شتم هستند. از هر ۵ دختر دانشجو آمريكايي يك نفر مورد تجاوز قرار گرفته است و تنها كمتر از ۵ درصد از اين موارد به پليس گزارش مي‌شود.

* هر دقيقه يك تجاوز و هر ۱۵ ثانيه يك مورد ضرب و شتم

به نوشته پايگاه خبري «آلترنت» در اين كشور هر دقيقه يك زن مورد سوء استفاده جنسي قرار مي‌گيرد. در اين كشور هر ۱۵ ثانيه مورد ضرب و شتم گزارش شده است. تجاوز جنسي به زنان بومي در ايالات متحده شايع است. برخي از زناني كه توسط سازمان عفو بين‌المللي مورد مصاحبه قرار گرفته‌اند اظهار داشته‌اند كه در جامعه خودشان كسي را نمي‌شناسد كه تجربه خشونت جنسي نداشته باشد.
نكته مهم آن است كه كمتر از ۵ درصد متجاوزان به عنف گناهكار شناخته شده و فقط ۳ درصد از آنها در زندان هستند، يعني از هر ۱۶ متجاوز به عنف ۱۵ نفر آزاد هستند.

* تجاوز به ۹۰ درصد از زنان نظامي آمريكايي

تجاوز و تبعيض بزرگ‌ترين مشكل زنان سرباز آمريكايي است و يك سوم آنان از سوي فرماندهان به زور مورد تجاوز قرار مي‌گيرند و بررسي‌ها نشان مي‌دهد كه ۹۰ درصد از آنان آن را گزارش نمي‌كنند، زيرا از تبعات آن بيم دارند.
بنابر گزارشي كه پنتاگون منتشر كرده است، در سال ۲۰۰۸ در حوزه نيروهاي نظامي آمريكا ۲۹۰۰ مورد تجاوز جنسي گزارش شده است كه نسبت به سال ما قبل ۹ درصد افزايش نشان مي‌دهد. در اين بين تنها ۲۹۲ مورد به دادگاه نظامي انجاميده است. همين گزارش تصريح دارد كه رقم واقعي مي‌تواند ۵ تا ۱۰ برابر اين آمار باشد.
به گزارش رويترز، طي مصاحبه‌هايي كه با ۴۰ زن شاغل در بخش نظامي آمريكا به عمل آمده است، ۱۰ نفر اظهار داشته‌اند كه مورد تجاوز جنسي واقع شده‌اند، ۵ نفر اظهار داشتند كه مورد حملاتي واقع شده‌اند كه هدف از آنها تجاوز بوده و ۱۳ نفر گفتند كه مورد اذيت و آزار جنسي قرار گرفته‌اند.

* قربانيان تجاوز

خانم جن اسپرنگر و مارتي ريبير و نمونه‌هايي هستند كه در فصلنامه‌ دانشگاه كلمبيا از آنان نام برده شده است. خانم ريبيرو كه سرگروهبان نيروي هوايي آمريكا بوده است، در سال‌هاي ۲۰۰۳ و ۲۰۰۶ از سوي همكار نظامي‌اش مورد تجاوز قرار مي‌گيرد. زماني كه وي مسئله را گزارش مي‌دهد از سوي دادگاه نظامي به دليل همراه نداشتن اسلحه هنگام سوء قصد محاكمه مي‌شود. اين مسئله باعث از دست دادن شغل وي مي‌شود و پس از يك سال بي گناهي وي اثبات مي‌شود.

* پرونده قضايي ۹۰ درصد زندانبانان آمريكايي به دليل تجاوزات جنسي

بر اساس گزارشي كه در شصت و چهارمين مجمع عمومي سازمان ملل ارائه شده، آمريكا و پيمانكاران خصوصي‌اش مردان مسلماني را كه در عراق و ساير كشورها بازداشت كرده بودند، مجبور مي‌كردند كه به يكديگر تجاوز كنند.
موارد متعدد تجاوز به زندانيان توسط كاركنان زندان گزارش و ثبت شده است. بر اساس گزارش واشنگتن پست در طول ۸ سال گذشته آماز تجاوز افسران و كاركنان زندان به زندانيان ۲ برابر شده است. بيش از ۹۰ درصد از زندانبانان به دليل تجاوزات جنسي داراي پرونده قضايي هستند. ۴۰ درصد از اين افراد نيز جنايات ديگري غير از جنايات جنسي در پرونده‌شان وجود دارد.
گزارش ديده بان حقوق بشر حاكي از آن است كه به مهاجران در بازداشتگاه‌هاي آمريكا تجاوز جنسي صورت مي‌گيرد. بر اساس گزارش ديده بان حقوق بشر، تعداد واقعي نمونه‌هاي تجاوز ممكن است بسيار بيشتر باشد چون بيشتر از قربانيان اين تجاوز‌ها به كشورهاي خود بازگردانده شده باشند.
در اين گزارش ديده‌بان حقوق بشر تأكيد كرده است تعداد تجاوز‌ها و آزار جنسي كه در بازداشتگاه‌ها روي مي‌دهد ناشناخته است. در يك مورد، در سال ۲۰۰۸ پنج زن كه در بندر ايزابل در تگزاس دستگير شده بودند، مورد تجاوز جنسي قرار گرفتند. نگهبان اين بازداشتگاه‌ها وارد اتاق هر كدام از اين ز‌ن‌ها شده و به آنها گفتند كه تحت آموزش‌هاي پزشكان فعاليت مي‌كنند و به اين زنان تجاوز كردند.
بر اساس گزارش‌ها، در سال ۲۰۰۷ نيز يك قرباني قاچاق انسان در زندان فلوريدا مورد تهاجم جنسي قرار گرفته بود.

* نقض سيستماتيك حقوق كودكان

- آمار بالا تجاوز جنسي
انجمن پزشكي آمريكا نيز در گزارش آماري خود آوره است: ساليانه بيش از دو ميليون تجاوز جنسي عليه كودكان و نيز غفلت و مسامحه درباره آنها صورت مي‌گيرد، اما زماني كه پاي آمار مربوط به مرگ و مير به ميان مي‌آيد، ارقام نگران كننده‌تر مي‌شوند، زيرا ساليانه ۱۱۰۰ كودك آمريكايي به دليل شدت تجاوزات جنسي جان مي‌سپارند و اين رقم ۱.۶ فوت در هر ۱۰۰ هزار مرگ را تشكيل مي‌دهد. بر اساس مطالعات صورت گرفته، حدوداً از هر ۷ مرد آمريكايي يك تن تا پيش از رسيدن به سن ۱۸ سالگي مورد تجاوز قرار مي‌گيرند.

نتايج تحقيقي كه به وسيله مركز كنترل و پيشگيري بيماري ايالات متحده انجام شد، نشان مي‌دهد كه يك سوم دختران نوجوان آمريكايي - سه ميليون - بيماري جنسي سرايتي STD دارند.
دختران نوجوان آمريكاي - آفريقاي، اغلب به شدت مبتلا شده‌اند. نزديك به نصف زنان آمريكايي - آفريقايي با يك نوع بيماري جنسي سرايتي آلوده شده‌اند، در حالي كه زنان سفيد پوست آلوده شده در مقايسه با آن ۲۰ درصد است.

* خود فروشي كودكان فراري از خانه

- عدم حمايت قانوني از كودكان فراري
پايگاه اينترنتي چاينا پرس به نقل از مركز تحقيقات بهداشت، عمومي آمريكا در تاريخ ۲۸ اكتبر ۲۰۰۹ گزارشي را منتشر كرد كه بر اساس آن يك سوم بچه‌هايي كه از خانه فرار مي‌كنند و يا از خانه طرد مي‌شوند براي به دست آوردن غذا، مواد مخدر و جاي خواب دست به خود فروشي مي‌زنند و از نظر دستگاه قضايي اين كودكان قرباني نيستند، بلكه كودكان بزهكار به شمار مي‌آيند!

* ازدواج اجباري دختران

در تگزاس در يك فرقه طرفدار چند همسري براي مردان برخي از دختران ۱۲ ساله مجبور به ازدواج با مردان ميانسال شده‌اند.

* قانوني بودن مجازات و اعدام كودكان

ايالات متحده از جمله اندك كشورهايي در دنياست كه كودكان نيز مانند بزرگسالان مشمول مجازات‌هاي جنايي مي‌شوند. آمريكا تنها كشوري در دنياست كه در دادگاه‌هاي آن براي كودكان حكم حبس بدون امكان آزادي كامل يا مشروط صادر مي‌شود.
در حال حاضر ۲۳۸۱ زنداني از اين نوع در زندان‌هاي ايالات متحده وجود دارد. ۷۳ مورد از اين زندانيان به خاطر جرم‌هايشان در سن ۱۳-۱۴ سالگي محكوم به مرگ در زندان مي‌شوند، ۴۹ درصد اين زندانيان آمريكايي - آفريقايي هستند و اغلب آنان از خانواده‌ فقير هستند و كمك‌هاي قانوني كافي به آنها نمي‌شود. اين كودكان بدون توجه به اينكه تا چه اندازه اصلاح شده‌اند، در زندان و بدون هيچگونه آزادي مشروطي خواهند مرد. كودكان كم سن و سال به طور غير قانوني در بين زندانيان بزرگسال در زندان‌هاي آمريكايي دوراني را سپري كرده‌اند.

طبق نظرات كلي كميته حقوق كودكان سازمان ملل در آوريل ۲۰۰۷، محكوم كردن به مرگ يا زندگي در زندان بدون امكان آزادي ناقض ماده ۳۷ كنفوانسيون حقوق كودكان است. شوراي حقوق بشر سازمان ملل به هنگام بررسي شاخص‌هاي حقوق بشر در ايالات متحده در سال ۲۰۰۶، گفت محكوم كردن كودكان به زندگي در زندان بدون امكان آزادي مواد ۷ و ۲۴ ميثاق بين‌المللي راجع به حقوق سياسي و مدني را نقض مي‌كند.

موشکافی دقیق قتل ندا آقا سلطان

بعدازظهر روز شنبه 30 خرداد یک دختر خانم 27 ساله به همراه معلم موسیقی اش پس از اینکه مدتی طولانی درترافیک سنگين خیابان اميرآباد شمالی معطل مانده بود، براي رهایی از گرما، از خودرو پياده ‌شد و در حاشيه كوچه شهيد صالحی و خسروی در غرب خيابان کارگر شمالي در انتظار بازشدن راه بود كه ناگهان خون آلود نقش زمين شد. از لحظه زمين خوردن «ندا صالحي آقاسلطان» تا جان دادنش حداقل سه دوربين از سه زاويه مختلف تصويربرداري كردند یکی از دوربین ها حرفه ای بود و لرزش دست و تکانهای مرسوم در فیلم‌های آماتوری-خانوادگی را نداشت. بلافاصله جواني 39 ساله بنام آرش حجازي دانشجوي پزشكي در انگلستان كه 4 روز پيش از آن وارد تهران شده بود خود را به ندا رساند و سعي كرد او را نجات دهد اما در مقابل سه دوربين موجود خون از بيني و دهان ندا بيرون ريخت و در صحنه اي دلخراش، دختر جوان جان باخت. ساعتي پس از اين حادثه، فيلم تکان دهنده جان دادن اين دختر جوان در اينترنت و شبكه‌هاي بي‌بي‌سي و العربيه پخش شد. به همراه تصاوير جان دادن ندا، تصويري از او به همراه معلم موسيقي اش در تظاهرات هواداران موسوي نيز پخش مي‌شد تا آن مرحومه يك فعال سياسي طرفدار موسوي و معترض به نتيجه انتخابات معرفي شود. جالب اينكه فيلم گرفته شده از ندا در تظاهرات از پشت سر و به گونه‌اي بود كه گويی تصوير بردار، شخص ندا را تعقيب می كرده است.
 
سي‌ان‌ان و بي‌بي‌سي به همراه تصاوير جان دادن ندا، تصويري از او به همراه معلم موسيقي اش
در تظاهرات هواداران موسوي نيز پخش كردند. در این تصاویر، دوربین دقیقا ندا را تعقیب می‌کرد

دو روز پس از قتل، آرش حجازي در استوديوی بی بی سي فارسی در لندن حاضر شد و به عنوان شاهد عيني، ماجرا را به اين شكل نقل كرد: «سر و صدا را در خیابان شنیدم و تصمیم گرفتم بیرون بیایم و ببینم که چه خبره. خیابان خسروی را تا انتها رفتم و رسیدم به خیابان کارگر تا اینکه رسیدم به جایی که مردم جمع شده بودند و 50‌متر پایین‌تر پلیس ضد‌شورش با موتورهاشون ایستاده بودند و مردم را عقب می‌راندند. در یک لحظه گاز اشک‌‌آور بین مردم پرتاب شد و مردم وحشت کردند. در همان زمان پلیس به سمت مردم حرکت کرد با موتور و مردم در خیابان خسروی دویدند. ندا هم در میان اون مردم بود و می‌دیدمش و مرتب در تمام این مدت ما ایشون رو می‌دیدیم. ما همین‌طور دور شدیم تا به تقاطع خیابان خسروی و خیابان صالحی رسیدیم، جایی که مردم پراکنده شدن دیگه و چند نفری ایستاده بودند که ببینن چیکار باید بکنن که در اون لحظه ما صدای تیری رو شنیدیم. من از دوستی که کنارم ایستاده بود پرسیدم که این چی بود؟ گلوله بود؟ و اون گفت که نه. می‌گن که گلوله‌های پلاستیکی دارن. منتها در همان لحظه من برگشتم و دیدم خون از سینه خانم ندا که در یک متری من ایستاده بود داره فواره می‌زنه من به طرف ایشون رفتم و به کمک فردی که فکر می‌کردم پدرشونه و بعدا شنیدم که معلم موسیقی شونه، روی زمین خواباندیم و سعی کردم که با فشار دستم جریان خون رو متوقف کنم ولی گلوله به آئورت ایشون خورده بود و ریه ایشون رو پاره کرده بود. گلوله از جلو وارد شده بود به سینه ایشون. متأسفانه نتوانستم کاری برای ایشون بکنم. متأسفانه هر چه فشار به سینه ایشون آوردم وقتی که آئورت ایشون پاره شده بود، خون در مدت ٣٠ثانیه تا ٤٠ ثانیه از بدن خالی شد. ابتدا گمان کردم که تیر اندازی از روی یک پشت بام انجام شده است. اما کمی بعد تظاهرات کنندگان را دیدم که مرد مسلح موتور سواری را گرفته اند.
مردم فریاد می زدند گرفتیمش، گرفتیمش. او را خلع سلاح کردند و کارت شناسایی اش را که نشان می داد عضو بسیج است، گرفتند. مردم خیلی عصبانی بودند و او فریاد می زد نمی خواستم بکشمش مردم نمی دانستند با او باید چکاربکنند و گذاشتند که برود. اما کارت شناسایی اش را گرفتند. کسانی هستند که می دانند او کیست. چند نفر هم از او عکس گرفتند»
آرش حجازي ادامه داد: «می‌دانم صحبت کردن در مورد آنچه اتفاق افتاده است مرا به مخاطره می اندازد. تصمیم سختی بود که بیرون بیایم و در مورد این موضوع صحبت کنم، اما ندا برای دلیلی مرد. او برای حقوق ابتدایی می جنگید… نمی خواهم که خونش بی ثمر ریخته شده باشد. ندا در خیابان مرد که چیزی بگوید. فکر نمی کنم که الان بتوانم به ایران باز گردم .آنها هرچه من می گویم را تقبیح خواهند کرد و اتهامات دیگری به من خواهند زد. من هیچ وقت در سیاست نبودم. به خاطر نگاه معصومی که در چشمهای ندا بود، موقعیت خود را در خطر انداختم»
 
آرش حجازي 2روز پس از قتل، به انگليس رفت و ماجرا را براي بي‌بي‌سي شرح داد

گفته‌هاي آرش حجازي با اظهارات نامزد ندا (كاسپين ماكان) و معلم او تناقض داشت ضمن اينكه خلع سلاح ضارب توسط رهگذران و سپس رها كردنش هم خيلي مشكوك و غيرواقعي به نظر ميرسيد.
    
ساعتي پس از تيرخوردن ندا، فيلم‌هاي حادثه از زواياي مختلف از بي‌بي‌سي و سي‌ان‌ان پخش شد

در آن روزها تلويزيونهاي بين‌المللي به طور مكرر فيلم جان دادن ندا به همراه مصاحبه آرش حجازي را پخش كردند و چنان جوي ايجاد شد كه رييس جمهور آمريكا گفت: «به نظر من زمانی که یک زن جوان خارج از خودرویش در خیابان هدف تیراندازی قرار می گیرد، یک بی عدالتی رخ داده و مشکلی وجود دارد» (عصرايران، 11تير) شیرین عبادی هم اعلام کرد که مسئله قتل ندا را پیگیری حقوقی خواهد کرد. وی تاکید کرد: «حتی اگر ندا در تظاهرات حضور هم داشته، نیروهای امنیتی حق قتل وی را نداشته‌اند» (رادیو زمانه، ۳۱خرداد)

قسمت مهمتر موشکافی دقیق قتل ندا آقا سلطان در ادامه مطلب (برای ورود بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید)
ادامه نوشته

مرده خوریِ عالیجناب سرخپوش

مي گويند؛ شخصی برای دوست دوچرخه سوارش كه تازه فوت كرده بود، خرما خيرات مي كرد. یکی از رهگذران به جای آن كه مانند بقيه، یک خرما بردارد و فاتحه اي بخواند، پنجه در سيني انداخت و مشت خود را پر از خرما كرد. صاحب عزا كه از فرصت طلبي او ناراحت شده بود، مچ او را گرفت و به ملامت گفت؛ چه خبرته آقا؟! اتوبوس كه چپ نشده؟! يك دوچرخه سوار به جدول زده و فوت كرده!

روز پنج شنبه- 5 خردادماه- آيت الله هاشمي رفسنجانی در مراسم بزرگداشت حماسه سازان جامعه پزشکی در دوران جنگ تحميلي، با اشاره تلويحي به ماجراي اخير و حركت دشمن پسند جريان انحرافي، سخنان به ظاهر مبهم و دوپهلو- و در مواردي صريح و بي پرده- داشته اند كه درباره آن با توجه به مواضع شناخته شده ايشان مخصوصا طي دو سال اخير، گفتني هایی هست؛


1- آقای هاشمی رفسنجانی با تلويحي نزديك به تصريح از جريان انحرافي نفوذ كرده در حلقه نزديك به رئيس جمهور محترم ياد كرده و تلاش مي كند حركت اخير اين جريان انحرافي را نشانه حقانيت مواضع دو سال گذشته خويش معرفي كند و حال آن كه مواضع و عملكرد جريان انحرافي به وضوح و بي كم و كاست با فتنه 88 همسو و هم جهت بوده است و آنچه اين جريان نفوذي در پي آن بود- و شايد هنوز هم به خيال خام خود در پي آن باشد- فقط به عنوان بخشي از خيانت و جنايت بزرگ و فراموش نشدني سران و حاميان آشكار و نهان فتنه 88 قابل ارزيابي است. بنابراين جناب آقاي رفسنجاني كه طي 2 سال گذشته به گونه اي نه چندان پنهان و در مواردي كاملا آشكار از سران و عوامل فتنه حمايت كرده اند، نمي توانند و نبايد جريان ياد شده را در تقابل با خود تلقي كنند چه رسد به اين كه عليه اين جريان موضع گرفته و به اقدام زشت و ناپسند آن اعتراض كنند! بايد از آقاي هاشمي رفسنجاني پرسيد؛ كداميك از مواضع پلشت جريان انحرافي را مي توان آدرس داد كه فتنه گران - متاسفانه مورد حمايت شما- صدها برابر، زشت تر و مشمئز كننده تر از آن را مرتكب نشده باشند؟!

2- تا آنجا كه به مسئولان عالي رتبه نظام و توده هاي عظيم مردم فداكار و اصولگرا مربوط است، بلافاصله بعد از مشاهده انحراف در جريان ياد شده، با هوشياري و بصيرت مثال زدني و پيروي هميشگي از خط رهبري، در مقابل اين انحراف قد علم كردند و زاويه گرفتگان از بستر اصلي و تعريف شده انقلاب را محكوم كرده و عليه آنها به مقابله برخاستند. آيا، همين يك فقره به تنهايي حكايت از آن ندارد كه نظام، مردم و مسئولان در صراط مستقيم اسلام و انقلاب گام برمي دارند؟ بنابراين اتفاق خاصي نيفتاده است كه حضرتعالي براي «هشدار» و توصيه و نصيحت درباره آن، احساس تكليف كرده باشيد ! آيا اصولگرايان- به معني گسترده كلمه- كه در مقابل انحراف ايستاده اند قابل ملامت هستند يا كساني كه در جريان فتنه 88، آن همه جنايت، خيانت، وطن فروشي و همراهي با سرويس هاي جاسوسي آمريكا و اسرائيل و انگليس را به وضوح مشاهده كردند و دم برنياوردند؟!

گفتني است نشريه آمريكايي «فارين پاليسي» طي مقاله اي خطاب به دولتمردان آمريكايي كه ايران را به نقض حقوق بشر متهم مي كنند، نوشته بود؛ «آقاي اوباما، شما بعد از افشاي جنايات وحشيانه ماموران آمريكايي در زندان گوانتانامو، قول تعطيلي اين بازداشتگاه را داديد ولي علي رغم تمامي اسنادي كه از وقوع جنايت در گوانتانامو حكايت مي كرد، به وعده خود عمل نكرديد، اما جمهوري اسلامي ايران بلافاصله پس از اطلاع از نقض حقوق بشر در زندان كهريزك، دستور تعطيلي آن را صادر كرد. بنابراين، شما قابل ملامت و اعتراض هستيد كه جنايت در گوانتانامو را ديديد و سكوت كرديد، نه جمهوري اسلامي ايران كه براي مقابله با نقض حقوق بشر، حتي مسئولان برگزيده خود را نيز بركنار كرد؟!».

3- آقای رفسنجانی در مراسم ياد شده گفته است «همه بايد تلاش كنيم اعتماد برخي از مردم را كه به ترديد افتاده اند، برگردانيم» و توضيح نداده اند منظورشان از «برخي از مردم» چه كساني است؟ اگر توده هاي چند ده ميليوني مردم را مي فرمايند كه آنها در حماسه بي نظير 9 دي و سپس 22 بهمن و ... بارها نشان داده اند به چه كساني اعتماد ندارند و براي كدام ديدگاه و عقيده تا پاي جان ايستاده اند. و اما اگر مقصود جناب هاشمي، گروه ها و جرياناتي نظير منافقين و بهايي ها و ماركسيست ها و سلطنت طلب ها و عبدالمالك ريگي ها و غارتگران بيت المال است كه با سران فتنه مورد حمايت ايشان ائتلاف كرده بودند و نتانياهو با صراحت از آنها با عنوان «بزرگترين سرمايه اسرائيل در داخل ايران»! ياد مي كرد كه بايد از زبان حضرت امام(ره) خطاب به آقاي هاشمي گفت؛ اگر آنها به نظام اعتماد كنند، نظام بايد به حركت خود با چشم «خيانت» نگاه كند! راستي مگر همه اين جريانات فاسد و جرثومه هاي فساد و تباهي آشكارا و بي پرده با دست اندركاران فتنه 88 در ائتلاف نبودند؟! اين كه قابل انكار نيست، هست؟! چرا جناب هاشمي درباره اين ائتلاف شوم مهر سكوت بر لب زده بودند و در اعتراض به آن لب تر نفرمودند، كه هيچ! از فتنه گران به صراحت نيز دفاع و حمايت كردند؟!

4- آقای هاشمی فرموده اند «آمار دروغ دادن، ادعاي دروغ كردن، پول بيخودي مصرف كردن كه مردم مي فهمند يك بازي است و بيت المال را به غارت بردن براي خريد چند رأي و امثال اين چيزها ديگر در مردم جواب نمي دهد».
درباره اين بخش از سخنان آيت الله هاشمي رفسنجاني اگرچه گفتني هاي فراواني است ولي تنها به چند مورد از آن بسنده مي كنيم ؛

الف: فرموده اند «آمار دروغ دادن» خب! چه كسي مي تواند انبوه خدمات برجسته دولت نهم و دهم را انكار كند؟ ساخت ده ها سد، هزاران كيلومتر راه، صدها كارخانه و نيروگاه، موشك هاي دوربرد، زيردريايي، فرستادن ماهواره به فضا، پيشرفت هاي خيره كننده در عرصه هاي نانو تكنولوژي، سلول هاي بنيادين، راديو ايزوتوپ ها، دستاوردهاي هسته اي، برخورداري تقريبا تمامي روستاهاي ايران از برق و گاز، رسيدگي به محرومان و مستضعفان و بركشيدن اين اقشار از سطوح زيرين جامعه به بالاترين سطح ها و مسئوليت ها و... و... كه قابل انكار نيست و به قول شما «مردم مي فهمند». بايد از جناب هاشمي كه خود مسئوليت بالاي اجرايي داشته اند و از مقوله كار و پيشرفت باخبرند پرسيد چه كسي مي تواند اينهمه خدمات را كه در پاره اي از موارد «بي نظير» بوده است انكار كند و ارائه فهرست آن به مردم را «آمار دروغ»! تلقي كند؟! هيچكس خدمات عمراني آقاي هاشمي در دوران رياست جمهوري ايشان را نفي نمي كند ولي كدام ناظر بي طرف و باانصافي مي تواند اين واقعيت را انكار كند كه دولت نهم و دهم ده ها و در پاره اي از موارد صدها برابر دولت سازندگي به مردم خدمت كرده است؟ آمار خدمات دولت نهم و دهم را با آمار مشابه در دولت هاي سازندگي و اصلاحات مقايسه بفرمائيد. كدام دروغ است؟!

ب: آقاي هاشمي به «ادعاي دروغ» اشاره كرده اند كه بايد گفت؛ چه كساني به توصيه «جرج سوروس» و «جين شارپ» ادعاي دروغ تقلب در انتخابات را مطرح كردند و با آن كه خود مسئوليت انجام چند انتخابات را داشتند و مي دانستند تقلب در مقياس ميليوني ناممكن است در اين شيپور فريب دميدند؟! و بعد از آن كه آب ها از آسياب افتاد و عوامل اصلي به دستور گرفتن براي اشاعه اين دروغ اعتراف كردند نيز حاضر به تكذيب ادعاي دروغ خود نشدند؟ چه كساني براي تامين خوراك تبليغاتي بيگانگان در مجلس ختم «زنده »ها شركت كرده و اشك ريختند! و روي قبرهايي كه «مرده» نداشت عزا گرفتند؟! چه كساني به دروغ ادعاي شكنجه و تجاوز در زندان ها را مطرح كردند؟ چه كساني؟! و... و صد البته حق با آقاي هاشمي است كه مي فرمايند «مردم اين دروغ ها را باور نمي كنند» چرا كه اگر باور مي كردند طومار فتنه آمريكايي- اسرائيلي 88 را درهم نمي پيچيدند و حماسه بي نظير 9 دي را عليه فتنه گران نمي آفريدند.

ج: جناب آقای هاشمی از غارت بيت المال گله كرده اند كه البته، نمونه هايي از آن قابل نفي نيست ولي اين نمونه ها از سوي كساني است كه اولا؛ برخي از آنان با فتنه گران همخوان و هم پياله بوده اند و ثانيا؛ با غارت هاي كلان بيت المال در دوران سازندگي و اصلاحات قابل مقايسه نيست. اينجا يك سؤال از جناب آقاي هاشمي در ميان است؛ چند فقره از پرونده هاي كلان فساد اقتصادي و غارت بيت المال كه ماجراي آنها به دادگاه نيز كشيده شده و اسناد آن موجود است، در دوران رياست جمهوري ايشان بوده است؟! و چند فقره نبوده است؟!

د: درباره هزينه بيت المال براي جمع آوري آراء سخن گفته اند كه البته، برخي از تحركات اين روزها قابل انكار نيست ولي جرياني كه در اين راستا حركت مي كند به شدت مورد اعتراض قرار گرفته و هم اكنون رسيدگي به صحت و سقم ماجرا در كميسيون اصل 90 مجلس در جريان است. اما، مگر در همين جريان فتنه 88، پول هاي كلان غارت شده از مردم و مبالغ هنگفت و نجومي كمك هاي مالي ملك عبدالله پادشاه عربستان، پادشاه اردن و بسياري از كشورهاي اروپايي براي جمع آوري آراء مردم به نفع نامزد فتنه گران هزينه نشد؟ و حتي پس از فتنه نيز، مگر براي فلاني هفته اي 40 ميليون تومان پرداخت نمي شد. ولي همه ديدند كه نتيجه اي در پي نداشت. بنابراين بايد با جناب آقاي هاشمي همصدا شد كه «اين چيزها ديگر در مردم جواب نمي دهد»!

5- ايشان در همان مراسم فرموده اند «امروز دشمنان ما، چهار چشمي ما را نگاه مي كنند و دنبال رخنه مي گردند تا حضور بيشتري پيدا كنند. اين چيز روشني است و همه مي توانند آن را بفهمند. خدا كند كه ما هم اين چشم باز را داشته باشيم».

اين بخش از سخنان آقاي هاشمي با توجه به حمايت آشكار مثلث آمريكا، اسرائيل و انگليس از فتنه 88 كه مورد حمايت ايشان بود و حضور ده ها عامل تابلودار سرويس هاي اطلاعاتي بيگانه و گروه هاي تروريستي و ضد انقلاب در اردوگاه فتنه ياد شده، تعجب آور و ابراز آن از سوي ايشان تاسف بار است و بايد از آقاي رفسنجاني پرسيد آيا مي توانيد آنهمه وابستگي دوستان مورد حمايت خويش به دشمنان بيروني را انكار كنيد؟! آيا بسياري از عوامل اصلي فتنه 88 در سطح مشاوران، برنامه ريزان و سردمداران اين فتنه هم اكنون به آمريكا و انگليس پناهنده نشده اند؟ آيا عطاءالله مهاجراني، وزير كابينه و معاون رئيس جمهور دولت هاي سازندگي و اصلاحات و سخنگوي دوستان فتنه گر شما امروزه تحت مديريت شبكه MI6 انگليس نيست؟ و آن ديگري حداقل دو بار به اسرائيل سفر نكرده است؟ آيا جناب خاتمي با جرج سوروس صهيونيست ملاقات نكرده و دستورات ديكته شده او را به كار نگرفته است؟ آيا «مايكل لدين»، «جان كين»، «تموتي اش» و... عضو بيروني فتنه 88 نبوده اند؟ آيا شيمون پرز با صراحت اعلام نكرده بود كه اصلاح طلبان- يعني دوستان شما- سربازان اسرائيل هستند كه به نمايندگي از رژيم صهيونيستي با جمهوري اسلامي درافتاده اند؟ آيا اوباما حمايت مالي، تبليغاتي و سياسي از دوستان فتنه گر شما را وظيفه قطعي و غيرقابل چشم پوشي آمريكا ندانسته بود؟ آيا كمك هاي هنگفت ملك عبدالله سعودي به حساب سران فتنه واريز نشده بود. راستي همين دو هفته قبل آقاي عطاءالله مهاجراني سخنگوي سران فتنه با ملك عبدالله در يك نشست خصوصي در رياض شركت كرده بود. آيا فتنه گران در روز قدس به نفع اسرائيل شعار ندادند؟ آيا روز 13 آبان به نفع آمريكا عربده نكشيدند؟ و...
جناب آقاي هاشمي! سخن از رخنه بيگانگان نيست. پاي «دروازه» در ميان است و اين دروازه را فتنه گران مورد حمايت شما به روي دشمنان اسلام و انقلاب و امام و مردم باز كرده بودند.

لینک منبع

درمان ریزش مو و طاسی امکانپذیر شد

درمان ریزش مو و طاسی امکانپذیر شد

گروهی از متخصصان بين‌المللی اعلام کردند كه ظرف دو سال آينده امکان درمان طاسی و ريزش مو با یک روش جديد فراهم خواهد شد. آنها توانستند تعداد محدود فوليكول‌ها را از طريق شبيه‌ سازی يك تار موی به دست آمده از جمجه فرد مورد نظر، افزايش دهند.

به گزارش ايسنا، در اين روش پزشكان از فوليكول‌هاي (پيازمو) شبيه‌سازي شده مو استفاده مي‌كنند. متخصصان مي‌گويند اين روش، موثرترين درمان دائمي براي طاسي خواهد بود. هر چند فوليكول‌هاي شبيه‌سازي شده هنوز روي نمونه‌هاي انساني آزمايش نشده‌اند اما در آزمايش روي موشها نتايج موفق و اميدواركننده‌اي داشته‌اند و ظرف دو سال آينده آزمايشات باليني روي نمونه‌هاي انساني نيز صورت خواهد گرفت.

به گزارش روزنامه سيدني مورنينگ هرالد، هم‌اكنون متخصصان و كارشناسان دانشگاه ملبورن و بيمارستان سنت وينسنت با همكاري دستياراني از دانشگاه فناوري برلين و شركت انگليسي اينترسيتكز به نتايج فوق دست يافته‌اند. آنها توانستند تعداد محدود فوليكول‌ها را از طريق شبيه‌سازي يك تار موي به دست آمده از جمجه فرد مورد نظر، افزايش دهند.

متخصصان مي‌گويند با وجودي كه انجام اين شبيه‌سازي‌ها كار دشوار و پيچيده‌اي است اما موفقيت در آزمايشات اوليه آنها را به ادامه مطالعات تا رسيدن به نتيجه كارآمد، اميدوار و تشويق كرده است.

رمز گشایی جعبه سیاه مشایی

انتشار خبر استعفای! وزير اطلاعات در ساعات پايانی يكشنبه شب- ساعتی كه روزنامه ها زير چاپ رفته اند و توزيع آنها آغاز می شود- قدري عجيب بود، درست مانند زمان انتشار خبر تغيير وزير امور خارجه در شب تاسوعا كه چند روز تعطيلي پشت سر هم افتاده بود و در حالي كه او در سفر سنگال به سر مي برد. اصلا انتشار خبر چرا تحت عنوان «استعفا»؟ چرا در خبر منتشره متن استعفايي وجود نداشت؟ بركناري يك مقام مهم بدون هيچ توجيه روشن و واگذاري تحليل آن به رسانه هاي خارجي؟!... ناگهان روز سه شنبه آقاي اسفنديار رحيم مشايي آفتابي مي شود و با الفاظي دوپهلو مي گويد «ابعاد تحولات و قيام هاي مردم منطقه را بايد با علم به قصد و طرح قدرت هاي بزرگ براي تسلط به منطقه تحليل كرد و در لايه هاي پايين تحولات متوقف نشويم. دستگاه هاي مسئول بايد در اسرع وقت ضعف هاي اطلاعاتی و ارتباطی خود را در خصوص تحولات منطقه جبران كنند».

او همچنين مي گويد «نمي توانيم با قاطعيت نتيجه بگيريم كه خواسته و افق آرمان مردم اين كشورها دقيقاً همان مطالبات و خواسته هاي ملت ايران است... نداشتن اخبار و تحليل صحيح و دقيق درباره هر يك از اين كشورها و ارتباط همه اين رويدادها با طرح كلان سلطه گران [ارتباط همه اين رويدادها با طرح كلان سلطه گران!!؟] ما را در موضع گيري ها و تصميم گيري ها به اشتباه خواهد انداخت». آيا عزيمت مشايي به دربار شاه اردن و همزمان، گسيل دستيار ارشد او- بقايي- به كاخ علي عبدالله صالح در يمن در راستاي آگاهي از «طرح كلان سلطه گران در ارتباط با همين انقلاب هاي منطقه» بوده است؟! مي توان با چينش چند معلوم در كنار هم، پرده از روي برخي مجهولات برداشت. اظهارات اخير آقاي مشايي را كه همزمان در قواره وزير خارجه و اطلاعات ظاهر شده- مانند مواقعي كه از موضع وزير فرهنگ و ارشاد يا وزير كشور و رئيس سازمان مديريت و برنامه ريزي سخن مي گويد!- مي توان در كنار اظهارات چندي پيش وي نهاد كه از اسلام ايراني دم زد و سندي به دست جريان هاي ضدايراني منطقه ساخت تا بگويند غصه ايراني ها، اسلام نيست، كشورگشايي است! يا در كنار اظهارات ملك عبدالله اردن كه گفت ايران در حال تشكيل هلال شيعي و تسخير منطقه است. به راستي سؤال مهمي است كه «اردن» كجاي نقشه سياسي خاورميانه جديد و در حال تحول قرار دارد، همچنان كه يمن.
ماجراي بركناري وزير اطلاعات يا تغيير وزير خارجه را از دو منظر مي توان ارزيابي كرد. يكي از زاويه تلقي رئيس جمهور محترم، و ديگري از منظر پازل بزرگي به نام تحولات خاورميانه و نگراني جبهه دشمن از نقش ويژه ايران در اين تحولات و آرايش جبهه دشمن.
چه نامي بر تحولات خاورميانه مي توان نهاد؟ 10 سال پيش، استراتژيست هاي تيم بوش از «جنگ جهاني چهارم» و خاورميانه جديد و قرن جديد آمريكايي سخن گفتند؟ كارشان كه به بن بست خورد، پاي عنوان جنگ نرم به ميان كشيده شد. امروز سخن از «انقلاب»هاست. اين منطقه همچنان كه 4 جنگ را در كمتر از 8 سال در افغانستان و عراق و لبنان و غزه تجربه كرد، چشم به بيداري «اسلامي» در حدفاصل تركيه و عراق و لبنان و فلسطين و مصر و عربستان و ليبي و تونس و بحرين و يمن و... گشود. در واقع جنگي همه جانبه با مختصات به هم آميخته گرم و سرد، و سخت و نرم در جريان است. يك جنگ بزرگ با جبهه هاي متعدد. بعد از ماتم بزرگ آمريكا در لبنان و غزه و عراق، مصر يكي از 3 ركن مهم سياست خارجي كاخ سفيد در منطقه بود كه فرو ريخت. اضطرابي كه از ناحيه سرنگوني حسني مبارك به جان سران دو ركن ديگر (اسرائيل و رژيم سعودي) افتاده قابل محاسبه نيست. اين دو ستون ديگر در چه وضعيتي به سر مي برند؟ اگر از اين حقيقت عبور كنيم كه سران دو رژيم هر لحظه منتظرند انتفاضه اسلامي از درون مرزهاي فلسطين و عربستان بجوشد، يك نگراني واقعي در تحليل هاي زمامداران هر دو رژيم موج مي زند و آن اينكه مي گويند اسرائيل يا عربستان توسط جبهه مقاومت و كشورهاي دستخوش انقلاب اسلامي «محاصره» شده اند. اسرائيل خود را در محاصره رو به تقويت از جانب لبنان، سوريه، غزه و اينك مصر جديد مي بيند همچنان كه عربستان مي داند رژيم پوسيده و وابسته و مرتجعي است كه در محاصره عراق، سوريه و به تدريج مصر و بحرين و يمن انقلابي قرار گرفته است. در اين ميان هر دو كشور نگراني ويژه اي نسبت به انتفاضه مشابه در «اردن» دارند، كشوري همجوار اسرائيل و عربستان.
آنها با نگراني، دوام يا اسقاط ملك عبدالله اردني را رصد مي كنند و يقين دارند اگر اين ديوار تيغه اي فرو بريزد چهارراه بزرگي در قلب خاورميانه گشوده مي شود، چندان كه يكي از مقامات ارشد صهيونيستي چند ماه پيش گفته بود فرو ريختن اردن در همسايگي عراق جديد يعني پيش آمدن و رسيدن ايران از شرق به مرزهاي اسرائيل. براساس اين واقعيات، جاي سؤال دارد كه دور زدن وزارت خارجه- دستگاه زير نظر رئيس جمهور محترم- و ارتباط ويژه با پادشاه اسلام ستيز و مطلقاً آمريكايي اردن واجد چه معنايي مي تواند باشد؟ جز بازي در زمين و نقشه دشمن؟ خوش بينانه اگر بنگريم آقاي مشايي به اعتبار خامي و ناپختگي، وارد اين بازي شده كه بايد گفت اگر خامي بوده چرا وارد اين گود شده و به رغم مخالفت وزارت خارجه و ساير نهادهاي ذي ربط، اصرار بر تداوم بازي در زمين دشمن وجود داشته است و چرا بايد آقاي مشايي و تيم وي به جاي توبيخ شدن، وزارت خارجه يا اطلاعات را سرزنش كنند؟ اما اگر از اين خوش گماني عبور كنيم- كه اصرار بر تداوم راه غلط، اين خوش گماني را نقض مي كند- تحليل ديگر اين خواهد بود كه صرف نظر از تصور و تلقي رئيس جمهور محترم، دور زدن وزارت خارجه و بسترسازي براي فشلي و كم كاري آن در طول يك سال اخير، براساس سناريويي شك برانگيز و هماهنگ صورت گرفته است، سناريويي كه فاز ديگر آن از مدت ها قبل متوجه وزارت اطلاعات به عنوان چشم رصدگر و مشت اقتدار نظام در برابر فتنه گران داخلي و خارجي بوده است. اين سناريو يك بار 13 سال پيش- به بهانه قتل هاي زنجيره اي- در دولت اصلاحات به شكل علني و «شمشير از رو» عليه وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي به اجرا درآمد تا اگر توانست به طور كامل اين نهاد را «قفل» كند اما اگر هم اين هدف حداكثري اجرايي نشد، بتوان وزارت را به انفعال و فشلي كشاند. سناريوي مذكور همواره در دستوركار سرويس هاي سه گانه سيا، موساد و اينتليجنس سرويس قرار داشته است. وزارت اطلاعات به ويژه طي 2 سؤال اخير به خاطر نقش آفريني هاي درخشان و كم سابقه(از جمله در برابر فتنه 88 و شبكه موساد و گروهك ريگي و...) مورد حقد و كينه دشمنان تابلودار نظام و سرويس هاي بيگانه اي قرار داشته كه انهدام سناريوي 20 ساله خود را در فتنه سبز به چشم مي ديدند.
خيال و نقشه دشمنان، به تضعيف دستگاه هايي چون وزارت خارجه و اطلاعات محدود نمي شود. آنها در شطرنج بزرگ خاورميانه و درحالي كه در معرض هزيمت كامل قرار گرفته اند، به كليت دولت اصولگرا و رئيس جمهور آن به چشم يك خاكريز بزرگ مي نگرند. اين تحليل راز مگويي نيست و بارها در كلام سياستمداران و تحليل گران آمريكايي و اسرائيلي و انگليسي منتشر شده كه غرب چه در چالش هسته اي و چه درباره تغيير نقشه وجغرافياي سياسي خاورميانه، پروژه را با اصلاح طلبان بسته و تمام كرده بود اما روي كارآمدن اصولگرايان به ويژه احمدي نژاد و اطاعت و هماهنگي آنها با رهبري كه تدبير و شجاعت را به هم آميخته، هر دو پروژه را به ضدخود تبديل كرد. آنها مي دانند كه ضربه بزرگ را از اضمحلال سناريوي حاكميت دوگانه و انسجام حاكميت زيرلواي ولايت فقيه خورده اند و بنابراين ضربه را بايد به خاكريز اول نظام- يعني دولت و رئيس جمهور- بزنند اما نه از روبرو، بلكه از عمق دولت! و نه با گارد تقابل بلكه با نفوذ به روش اسب تروا. در شطرنج نيز وقتي مهره هاي دو حريف به مقابل هم مي رسند و يكديگر را سد مي كنند، تنها مهره اي كه امكان دور زدن و پريدن از روي مهره هاي حريف را دارد، مهره اسب است. اصطلاح نظامي آن- اگرچه نارسا- پياده كردن چترباز در عمق جبهه حريف و اصطلاح اطلاعاتي آن نفوذ و همرنگي و زدن شبيخون به هنگام غفلت از عمق جبهه مقابل است.
فتنه سال 88 از چنين تحليلي برآمد چرا كه طيفي در غرب مانند شيمون پرز به اين پروژه رسيده بودند كه «جنگ با جمهوري اسلامي از داخل مرزهاي ايران آغاز مي شود و اپوزيسيون سبز به نيابت از ما با رژيم مي جنگند». قرائن و شواهد بسيار نشان مي دهد دشمن پس از هزيمت در آن فتنه، درصدد است به خاكريز اول نظام- دولت مكتبي و اصولگرا - از درون آن و به واسطه ايجاد تقابل و بن بست با نظام آسيب بزند، از جمله به علت كينه اي كه نسبت به خط شكني احمدي نژاد و كليت دولت اصولگرا در برابر جبهه استكبار دارد و فارغ از اين كه رئيس جمهور در ذهن خويش چه تصور و قضاوتي مي كند. در اين فاز، آشكار است كه فرقه انحرافي چند نفره- و البته وصل شده با عقبه و بقاياي فتنه سبز- تقلا مي كند سناريوي مرده حاكميت دوگانه را به هر قيمت ولو رفتارهاي انتحاري زنده كند. براي آمريكايي كه در وضعيت مرگ و زندگي مجبور شد پشت نوكران 30 ساله را به اعتبار وخامت اوضاع در خاورميانه خالي كند، فرمان انتحار مهره هاي كم بهاتر در ايران به طريق اولي واجب است، اتفاقي كه درباره برخي سران خاكستري فتنه سبز هم رخ داد.
احمدي نژاد در جبهه ولايت بارها به صف دشمن زده و در كنار پرچمداري، خط شكني كرده است. درست به دليل همين خدمتگزاري و عدالت خواهي و دشمن ستيزي هم بود كه مورد تأييد و حمايت و پشتيباني جبهه بزرگ اصولگرايان و مقتداي فرزانه انقلاب قرار گرفت. اما تحركات روشني در جريان است تا در اين اتفاق و انسجام و اتحاد رخنه اندازد و وقتي ميان دولت و نظام فاصله انداخت، ابتدا با دولت و سپس با اصل نظام جمهوري اسلامي به عنوان خارچشم جبهه استكبار تسويه حساب كند. هدف اين پروژه زدن رگ و ريشه هاي حيات دولت به دست برخي عناصر نفوذي است. كدام درخت با قطع ريشه ها مي تواند ادامه حيات دهد؟ اصولگرايي سرمايه بزرگ نظام ماست و نظام و جبهه اصولگرايان نمي گذارند غباري بر اين سرمايه بنشيند تا چه رسد به آسيب يا غارت اعتبار آن. با اين حال بايد كلام حضرت امام خميني(ره) را متذكر شد كه مي فرمودند اگر غفلت كنيم، توهم پيروزي براي ما سستي مي آورد و ريشه هاي گنديده براي توطئه به هم مي رسند.
ملت و مسئولان ما رمز پيروزي را مي دانند. مكتب ما شاقول روشني دركف مؤمنان قرار داده است. «به پروردگارت سوگند ايمان نمي آورند مگر آن كه در مشاجرات، حكميت نزد تو آورند، سپس در نفس خويش هيچ حرجي نسبت به حكمي كه دادي پيدا نكنند و تسليم كامل باشند (سوره نساء- آيه 65). انقلاب اسلامي ما را همين فرمول معجزه آسا در طوفان هاي بزرگ پيش برد و نگين يكدانه حلقه انقلاب ها و رويدادهاي بزرگ خاورميانه كرد. در مقابل، زحمت هايي كه در اين سه دهه پديد آمد ناشي از برخي غفلت ها بود كه اصحاب جبهه حق كردند تا زبان بريده دشمنان دراز شد. بارها فتنه از سيماي زشت خود نقاب گشود و شاهد بازاري! شد چون ناشنيده مانده بود هشدار اميرمؤمنان(ع) درباره آغاز تكوين آن؛ «... و اگر حق خالص مي ماند و با باطل نمي آميخت، زبان معاندان از ملامت حق كوتاه و قطع مي شد» (خطبه 50 نهج البلاغه).
احمدي نژاد كه اراده كرد پا جاي پاي شهيد رجايي- مرد مكتبي مقلد امام- بگذارد، بارها دشمن را به عزا نشاند و دوستان انقلاب در جاي جاي خاورميانه را شادمان كرد. اين روزها كه مسلمانان بي پناه در بحرين و يمن و ليبي و عربستان و فلسطين و... به خاك و خون كشيده مي شوند و زير شكنجه دژخيمان مظلومانه و بي سروصدا جان مي سپارند، تنها اميدشان به جمهوري اسلامي است. اكنون اولين و مهم ترين مسئوليت، رسيدن به فرياد آنهاست و هركاري جز اين، خيانت به امت اسلامي و شراكت در ريختن خون آنان است. هيچ روزي - به ويژه امروز- روز شاد كردن دشمن نيست. امروز روز نااميد كردن دشمنان و شتافتن به ياري مظلومان منطقه است. امروز روز لبيك است نه روز اما و اگر و ليك. خدا نياورد روزي را كه شرمنده رسول خدا، اميرمؤمنان و فاطمه زهرا(عليهم السلام) شويم به خاطر خالي كردن پشت مستضعفان انقلابي جهان و غفلت از مرز جبهه دوست و دشمن. امروز روز شوكت جبهه اميرمؤمنان(ع) به بركت دلاوري مالك اشترها و عمارهاست، اگر از اشعث ها غفلت نشود. انتظار آن است كه احمدي نژاد، مالك اشتر باشد حتي اگر اين بار در تشخيص اين كه تير پرتاب شده از جانب دشمن - با امضاي «م ن عبدالله الناصح»!- از سر خيانت و فريب است، به خطا رفته باشد. بنده خيرخواه خدا و مشق آموزه هاي دشمن؟!

محمد ايمانی


وحشتناک ترین دختر جهان

عکس

وحشتناک ترین دختر جهان / عکس

در کشور اندونزی دختر جوانی با 29 سال سن اقدام به كشتن و خوردن دختران جوان اقوام و آشنايان مي كرده و تاكنون 30 نفر از اين بخت برگشتگان را درشكم خويش جای داده است. و عجيب تر آن كه پس از دستگیری نيز گفته كه اگر بتواند باز هم اين كار را تكرار خواهد كرد و اين گفته خويش را ثابت نيز مي كند و جلوی چشمان ماموران محافظش ناگهان به يكی از نگهبانان همراهش حمله ور شده و دست او را گاز می گيرد و با كمال ناباوری يكي از انگشتان او را مي بلعد. به نوشته خبر و به نقل از روزنامه الوطن چاپ کویت، پلیس اندونزی یک زن ۲۹ ساله را به اتهام قتل و خوردن قربانیانش دستگیر کرد. این زن تاکنون بیش از ۳۰ دختر را کشته و خورده است. کلیه قربانیان این حادثه از آشنایان این زن بوده اند.این زن پس از دستگیری گفته که قربانیان را به دلیل تمایلات درونی‌اش خورده است و اگر فرصتی بدست بیاورد، این کار را دوباره و بدون هیچ وفقه ای انجام خواهد داد.متهم این پرونده بعد از دستگیری به بخش ویژه بیماری‌های روانی خطرناک که تهدیدی برای زندگی افراد به شمار می آید، فرستاده شد.او در زندان به یکی از زندانبانان زن حمله کرده و دست راستش را گاز گرفت و یکی از انگشتانش را بلعید. پس از این ماجرا، برخی از مردان پلیسی که در محل حضور داشتند با دیدن این صحنه دچار سرگیجه شده و از حال رفتند.